كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

65

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

وَ إِذا قِيلَ لَهُ و چون گويند مر اين منافق را اتَّقِ اللَّهَ بترس از خداى أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بگيرد او را حميت جاهليت بِالْإِثْمِ بارتكاب گناه فَحَسْبُهُ پس بسنده است مر او را جَهَنَّمُ دوزخ و آن نام آتشى است كه دوزخيان را بدان عذاب كنند يا چاهى بعيد القعر است در دوزخ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ و بد فراشى است آتش وَ مِنَ النَّاسِ و از مردمان هست مَنْ يَشْرِي كسى كه مىفروشد نَفْسَهُ نفس خود را يعنى جان بذل مىكند ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ بطلب خوشنودى خداى و آن زبير بن العوام رض بود و مقداد بن اسود رض كه از مدينه به مكه رفتند و خبيب رض را كه در جنگ رجيع گرفتار شده بود و بدست مكّيان افتاده و بر دار كشيده بودند از دار فروگرفته متوجه مدينه گشتند و هفتاد سوار قريش از عقب ايشان آمده آغاز حرب كردند ايشان خبيب را از اسپ فروگرفته بر زمين نهادند و زمين او را فروبرود و به بليع الارض ملقب شد و آن دو مرد مردانه با هفتاد تن داعيه محاربه نمودند و كافران در حرب ايشان صرفه نديده بازگشتند و گويند كه اين ايت در شان صهيب رومى رض است كه هر چه داشت در مكه به كافران داد تا اجازت هجرت به مدينه يافت و رضاى خداى و خوشنودى پيغمبر را بمال دنيا بخريد فرد بزر وصلش ار مىتوانى بخر * كه وصلش عزيز است و زر هيچ نيست و گفته‌اند كه در حق امير المؤمنين على رض است كه در شب غار بر فراش سيّد مختار تكيه گرفت و جان را فداى آن حضرت كرد وَ اللَّهُ رَؤُفٌ و خداى مهربان است بِالْعِبادِ با بندگان خود كه در طلب رضاى او جان فدا مىكردند يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد به ظاهر ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ درآييد در اسلام كَافَّةً همه به‌يك‌بار يا مؤمنان را مىگويد بر اسلام ثابت باشيد و گفته‌اند كه ابن سلام و اصحاب رض او بعد از قبول احكام اسلام شرايع توريت را نيز نگاه مىداشتند و تعظيم شنبه نموده و گوشت و شير شتر تناول نمىكردند حق سبحانه فرمود كه يك‌بارگى باسلام درآييد وَ لا تَتَّبِعُوا و پيروى مكنيد خُطُواتِ الشَّيْطانِ گامهاى شيطان را يعنى از وساوس شيطانى به احكام منسوخه قيام منمائيد إِنَّهُ لَكُمْ به درستى كه شيطان مر شما را عَدُوٌّ مُبِينٌ دشمنى است هويدا كه بوساوس خود خاطر شما را متزلزل مىسازد فَإِنْ زَلَلْتُمْ پس اگر بلغزيد شما از جاده شرع و احكام دين و قرآن مِنْ بَعْدِ ما از پس آنكه جاءَتْكُمُ الْبَيِّناتُ آمد بشما احكام حلال و حرام فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ پس بدانيد آنكه خداى عَزِيزٌ غالب است و قادر بر عقوبت مخالفان دين حَكِيمٌ محكم كار است انتقام نه كشد الا به حق هَلْ يَنْظُرُونَ آيا چشم مىدارند يعنى نمىدارند اينان كه به كلى در دائره اسلام داخل نمىشوند إِلَّا أَنْ مگر آنكه يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ بيايد بديشان خداى يعنى عذاب او فِي ظُلَلٍ در سايبانها مِنَ الْغَمامِ از ابر سپيد رقيق چنانچه قوم شعيب را در يوم الظله بوده وَ الْمَلائِكَةُ و بيايند فرشتگان كه موكل‌اند بر عذاب وَ قُضِيَ الْأَمْرُ و گزارده شود كار يعنى جزاى هر كسى به دو رسد وَ إِلَى اللَّهِ و بسوى خداى يعنى به جزاى او تُرْجَعُ الْأُمُورُ بازگردانيده شود كارها يا آنكه اوامر و احكام سلاطين و حكام كه امروز بر رعايا مىكنند روز قيامت باطل شود و آن روز فرمان جز حق را نبود و الامر يومئذ للّه -